۷ نتیجه برای احمدی
فروغ نادی، ابراهیم نادی، حسن احمدی نیا،
دوره ۶، شماره ۲ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه و هدف: در راستای ارتقاء کیفیت خدمات، هر نظام آموزشی نیازمند انجام پژوهش مستمر و به تبع آن اعمال مدیریت آموزشی است. این مطالعه به ارزیابی فرایند آموزش از دیدگاه نحوهگذران اوقات دانشجویان کارآموزی رشته پزشکی در بخشهای بالینی پرداخته است.
روشها: در این مطالعه توصیفیمقطعی، پرسشنامههای تهیه شده در اختیار کلیه دانشجویان پزشکی سالهای ۵ تا۶ مقطع کارآموزی در بخشهای آموزشی داخلی بیمارستان شهیدبهشتی همدان که جمعا ۷۰ نفر میباشند، قرار گرفت و پس از شرکت در کلاسهای توجیهی بطور روزانه نسبت به ثبت اطلاعات در پرسشنامه که شامل ده نوع فعالیت آموزشی رایج دربخشهای داخلی میباشد، اقدام نمودند. بخشهای آموزشی داخلی هفتگانه شامل گوارش، هماتولوژی، نفرولوژی، روماتولوژی، غدد، ریه و جنرال میباشد که طبق تقسیمبندی گروه داخلی، طول دوره آموزشی ۳ ماهه بصورت مساوی بین ۷ بخش توزیع شد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۱ تحلیل و به صورت"انحرافمعیار±میانگین" گزارش شد.
یافتهها: نتایج نشان داد دانشجویان در مجموع تمام بخشها، بطور متوسط، در جلسه آموزشی درمانگاه ۷/۳، در جلسه راند بخش۷/۵، در جلسه کلاس تئوری۳/۲، در جلسه کنفرانس بیمارستانی یک و در جلسه کشیک عصر۶/۲ ساعت حضور داشتهاند، همچنین در جلسات کنفرانس علمی بیمارستانی، ژورنال کلاب و C.P.C کمترین و در فعالیتهای حضور در راند بخش، اخذ شرححال از بیماران جدید و حضور در درمانگاه بیشترین میزان حضور را داشتهاند.
نتیجهگیری: دانشجویان در بخشها ودرمانگاههای آموزشی گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی همدان، در دوره کارآموزی، تمایل بیشتری به شرکت در برنامههای آموزشی عملی نسبت به برنامههای آموزشی تئوری از خود نشان دادند.
خانم شهین توحیدی، حسین کریمی مونقی، آرزو شایان، زهرا خلیلی، حسن احمدی نیا،
دوره ۸، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: ارزیابی رضایت دانشجویان باعث انطباق ساختار دانشگاه براساس نیازسنجی دانشجویان میشود و بستر ارزیابی مداوم از کیفیت خدمات دانشگاه که مهمترین آنها، آموزش و یادگیری است را فراهم میآورد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان رضایت دانشجویان پرستاری از کلاس وارونه در کارآموزی انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال ۱۳۹۶ با شرکت ۴۰ دانشجوی پرستاری با نمونهگیری در دسترس در دانشکده پرستاری مامایی همدان انجام شد. ابزار مطالعه پرسشنامه محققساخته رضایت از روش تدریس در کارآموزی بود. دادهها پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری توصیفی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین رضایت دانشجویان از روش تدریس به روش کلاس وارونه (۷۱/۱±۵۶/۳۵ Min±SD:) با حداقل نمره ۳۰ و حداکثر نمره ۳۸ بود. ۱۰۰ درصد دانشجویان اعلام کردند روش کلاس وارونه را به روش تدریس معمول ترجیح میدهند.
نتیجهگیری: دانشجویان از تدریس به روش کلاس وارونه در کارآموزی، رضایت داشتند .بنابراین پیشنهاد میشود روش کلاس وارونه بیش از پیش در آموزش بالینی مدنظر قرار بگیرد.
سلیمان احمدی، پوراندخت افشاری، امین حبیبی، تکتم معصومیان،
دوره ۸، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: دانشجویان قبل از مواجهه با بیماران واقعی مهارتهای ضروری را تحت نظر استادان فرا گرفته تا مطمئن شوند هنگام کار روی بیمار واقعی به او ضرری نمیرسانند. هدف از این کار، تعیین دیدگاه دانشجویان در خصوص بازخورد و اثر آن بر یادگیری ایشان در مرکز مهارتهای بالینی است.
روشها: این پژوهش مطالعهای توصیفی بود که طی ۲۷ نفر دانشجوی مامایی ترم دوم در مطالعه شرکت کردند. برای تهیه پرسشنامه در یک مطالعه کیفی انجام شد و براساس تمها و سابتمهای حاصل از آن مطالعه، پرسشنامهای با ۲۲ سوال و در چهار بخش تنظیم و پس از تعیین CVR و CVI دیدگاه دانشجویان مورد سنجش قرار گرفت. دادههای حاصل با نرمافزار آماری SPSS نسخه ۲۲ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: اغلب دانشجویان (۸/۶۹ درصد) احساس خود را از ورود به مرکز مثبت عنوان کرده بودند، ۸/۷۷ درصد آموختههای خود در CSCرا متوسط و بالاتر تلقی کردند. ۷/۶۶ درصد مولاژهای کهنه و با کیفیت پایین را مهمترین مشکل CSCقلمداد میکردند. همچنین اکثریت آنان معتقد بودند بازخورد به یادگیری کمک کرده و زمان ارائه این بازخورد را در خلوت میدانستند.
نتیجهگیری: احساس دانشجویان در ورود به مرکز مهارتهای بالینی مجموعاً احساس مثبت و حتی اشتیاق بوده است. برخی کمبودها و برخوردهای نامناسب در مرکز میتواند بر علاقه و حتی انگیزه آنها اثرگذار باشد اما دیدگاه ایشان نسبت به دریافت بازخورد در مرکز مثبت بود. با بازخورد سازندهتر، انتظار میرود دانشجویان انگیزه بیشتری برای انجام کار بهتر داشته باشند.
نسیبه سالاری، فوزیه رفعتی، سودابه احمدی دره سیما، مطهره پیله ور زاده، اکبر مهرعلی زاده، ندا دستیار،
دوره ۸، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: فاصله بین دانش نظری با عملکرد بالینی، همواره به عنوان یک مشکل اساسی در رشتههای بالینی مطرح بوده است لذا این مطالعه با هدف بررسی عوامل ایجاد فاصله بین دانش نظری با عملکرد بالینی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جیرفت انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی- مقطعی در زمستان سال ۱۳۹۹ بر روی ۳۳۰ نفر از دانشجویان پزشکی، پرستاری، مامایی، اتاق عمل و هوشبری دانشگاه علوم پزشکی جیرفت انجام شد. افراد به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند و دادهها با کمک پرسشنامه بررسی راهکارهای کاهش شکاف بین دانش نظری با عملکرد بالینی، جمعآوری و از طریق مشخصههای آماری میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی از طریق آزمونهای تی، ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: درحیطههای بررسی شده، عوامل مربوط به دانشجو، عوامل مربوط به برنامهریزی آموزشی و عوامل مربوط به استاد و مربی به ترتیب رتبههای اول تا سوم را از دیدگاه دانشجویان کسب کردند که از بین عوامل مربوط به استاد و مربی، عامل تجربه بالینی اساتید و مربیان با میانگین ۹۰/۰±۵۰/۲، از بین عوامل مربوط به دانشجو، عامل داشتن علاقه به رشته تحصیلی با میانگین نمره ۸۸/۰±۸۷/۲ و در میان عوامل مربوط به برنامهریزی آموزشی نیز مشخص بودن برنامه درسی بالینی با میانگین ۹۲/۰±۴۷/۲ به عنوان مهمترین و اصلیترین عوامل مؤثر بر کاهش دانش نظری و عملی توسط دانشجویان معرفی شدند،
نتیجهگیری: عوامل متعددی در حوزه آموزش علوم پزشکی در کاهش فاصله بین دانش نظری با عملکرد بالینی تأثیرگذار هستند. لذا توصیه میشود، این عوامل مورد توجه مسئولین حوزه آموزش قرار گیرد تا تعلیم و تربیت دانشجویان رشتههای علوم پزشکی به بهترین حاللت انجام شود.
فاطمه مقدم، نرگس ارسلانی، لادن ناصح، مریم احمدی، فاطمه تقلیلی، مسعود فلاحی خشکناب،
دوره ۹، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: بیشتر کشورها، جهت بازنگری و اصلاح برنامههای درسی در مقابل تحولات بیرونی، از پژوهشهای تطبیقی استفاده مینمایند. مطالعه حاضر با هدف بررسی شباهتها و تفاوتهای برنامه درسی کارشناسی پرستاری ایران و کیس وسترن رزرو ایالت اوهایو آمریکا انجام شده است.
روشها: مطالعه توصیفی تطبیقی حاضر، با بکارگیری الگوی مطالعات تطبیقی بردی، در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی انجام شد. دادهها در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه، تجزیه و تحلیل شدند. طبق روش مذکور، برنامه آموزشی دوره کارشناسی پرستاری مصوب وزارت بهداشت و برنامه آموزشی کارشناسی پرستاری مصوب دانشگاه کیس وسترن رزرو اخذ گردید. تحلیل دادهها با استفاده از کنار هم قرار دادن عناصر برنامهها و مقایسه نقاط قوت و ضعف آنها انجام پذیرفت.
یافتهها: بکارگیری پرستاران بالینی بعنوان مربی یا اجرای برنامه پرسپتورشیپ، نحوه ورود به رشته، نحوه ورود به بازار کار، سمینارها و پروژههای حل مسئله، ارائه دروسی مانند دروس مبتنی بر نیازهای جامعه و جمعیت و همچنین، نقش دانشآموختگان، پیامدهای مورد انتظار و تنوع در دروس عمومی از جمله اختلافات اساسی دو برنامه درسی بود.
نتیجهگیری: برای ارتقا مهارتهای نوشتاری و تفکر انتقادی، لازم است، محتوایی از قبیل سمینارها و پروژههای حل مسئله مدنظر قرار گیرد و نیز، تنوع سازی دروس عمومی و با عنایت به ویژگیهای جمعیتی و بیماریهای مربوطه در ایران، گنجاندن دروس منطبق با شرایط، مد نظر قرار گیرد. مراقبت مبتنی بر بیمارمحوری، عملکرد مبتنی بر شواهد، استفاده از تکنولوژی و در نهایت دانش و مهارت در سیاستگذاری سلامت، پیامدهای مهمی است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. |
سارا نجیبی، معصومه غضنفرپور، عاطفه احمدی، نوذر نخعی،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه یکی از رسالتهای دانشگاه علومپزشکی، برنامهریزی آموزشی در راستای حل مشکلات جوامع است. باتوجهبه افزایش حرکت جمعیتی ایران به سمت کهنسالی، هدف از این مطالعه ضرورت بازنگری کوریکولوم مشاوره در مامایی در راستای پیشبرد قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت براساس یک مطالعه کیفی است.
روش ها این مطالعه یک پژوهش کیفی تحلیل محتواست که دادههای آن ازطریق مصاحبه نیمهساختاریافته با مدرسان و فارغالتحصیلان رشته مشاوره در مامایی، درخصوص بهروزرسانی دروس این رشته در راستای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به دست آمد.
یافته ها براساس محتوای برنامه درسی رشته مشاوره در مامایی، پیشنهادات ذهنی افراد در ۶ طبقه اصلی «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت»، «حفظ و ارتقای نرخ باروری زنان و مردان»، «تربیت نیرو جهت پیشگیری از ناباروری»، «مشاوره فرزندآوری و سلامت جنسی»، «ارتقای وضعیت سلامت مادر و رشد و تکامل کودک» و «افزایش میزان ازدواج و کاهش طلاق» به دست آمد.
نتیجه گیری بازنگری کوریکولوم رشته مشاوره در مامایی جهت اجرایی شدن قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، امری ضروری است، بنابراین توصیه میشود پیشنهادات ارائهشده در برنامه آموزشی این رشته قرار گیرد.
مریم محمدی، حمید رضا ریحانی، سید رضا حبیب زاده، مجید خادم رضاییان، منصوره فتاحی، سید رضا احمدی کوپایی، شادی روغنی، مهدی فروغیان،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه سکته مغزی مهمترین و شایعترین بیماری نورولوژیک است که پس از بیماریهای قلبی و سرطانها سومین علت مرگومیر در افراد مسن است. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی تأثیر آموزش با پمفلت و پوسترهای آموزشی در افزایش میزان آگاهی دانشجویان رشتههای غیرپزشکی از علائم سکته حاد مغزی است.
روش ها در این مطالعه نیمهتجربی قبل و بعد از مداخله ۱۲۰ شرکتکننده به روش نمونهگیری تصادفی در ۳ دانشکده انتخاب شدند. شرکتکنندگان به گروههای کنترل (بدون آموزش خاصی درزمینه سکته مغزی)، پمفلت و پوستر تقسیم شدند. ارزیابیهای قبل و بعد از مداخله (۳ هفته بعد از آموزش) از آگاهی و عملکرد با استفاده از پرسشنامه روا و پایاشده انجام شد. تجزیهوتحلیل اطلاعات با استفاده از نرمافزار spss نسخه ۲۱ و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی انجام شد.
یافته ها هر دو گروه پمفلت و پوستر برخلاف گروه کنترل بهبود قابلتوجهی را در نمرات آگاهی و عملکرد بین ارزیابیهای پیشآزمون و پسآزمون نشان دادند (۰/۰۵>P)، اما پس از آزمون، تفاوت معنیداری بین این دو گروه وجود نداشت. بااینحال هر دو گروه پمفلت و پوستر بهصورت معنیداری نمرات دانش بالاتری از گروه کنترل در ارزیابیهای پسآزمون داشتند (۰/۰۵>P).
نتیجه گیری نتایج این مطالعه اثربخشی پمفلتها و پوسترهای آموزشی را در افزایش دانش و نمرات عملکرد شرکتکنندگان نشان میدهد. اگرچه هر دو آموزش حضوری و مداخلات جزوه به بهبود منجر شدند، تفاوتی میان تأثیرگذاری آموزشی آنها دیده نشد. این نتایج نشان میدهد پمفلت و پوسترهای آموزشی میتوانند ابزار ارزشمندی برای افزایش دانش باشند و تحقیقات بیشتر میتواند راههایی را برای بهینهسازی اثربخشی چنین مداخلاتی کشف کند.